-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با برادر در برگشت به کربلا
بـاز اشـکـم به دیـده میآیـد »بوى گلهاى چیده میآید« باز از دور، بانگ قافـلهاى که به مقصد رسیده میآید اربـعـین آمـد و ز شـام بـلا زیـنـبِ داغدیـــده مـیآیــد زائـرى بـر زیـارت قـبرى خـار در پـا خَـلـیـده میآیـد بر مزارِ پدر، پـریشانحال پـسـری غـم رسـیـده میآید دخترى کز شکنجهها رَسته چـون غـزال رَمـیـده میآید مـادرى بر کنار قـبـرِ پـسر رنگش از رخ پریده میآید خواهرت یا حسین! از ره دور بـا هـزاران پـدیـده مـیآیــد با سرت همسفر، قدم به قدم صـحـنـههـا آفـریـده میآیـد نـخـل بـارآور قــیـام تـو را بـه بـیـان پـروریـده میآیـد تار و پـود ستم به تیغ زبان آنکـه از هـم دریـده میآیـد سربلند است از شکستِ یزید گر چه قامت خـمیده میآید بود قصدش کمالِ نهضت تو نِک به مقصد رسیده میآید با زبـان قـلـم "مؤید" گفت :بـاز اشکـم بـه دیـده میآیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به حق پیـوستهای آهسته بیاکراه میآید سوی ششگوشهاش از هرجهت آگاه میآید کریمانه چنان تکریم زائر میکنند از جان غریبانه به موکب رفته؛ خاطرخواه میآید سریر خلد چشم حسرت از او بر نمیدارد مسافر؛ خسته؛ چون در استراحتگاه میآید پر و بال ملائک فرش راه خاکیان باشد که نقش این اثر از راه و از بیراهه میآید مسیر قرب حق بازاست در این راهپیمایی یقـیـن دارم خـدا بـا زائـر او راه میآیـد به پیش چهرههای سوخته از آتش خورشید شرار سرکـش دوزخ یقـین کوتاه میآید نشـان از أَیْنَ بـابُاللهُ مِـنْـهُ یُـؤْتی آوردم که بابالله هم گویا به این درگاه میآید! امین وحی حق دارد زیارتنامه میخواند که از گـلـدسـتـه آوای امـیـن الله میآیـد! یکی بود ویکی نه! مرقد و یک کاروان! اینک هزاران قـافـلـه در این زیـارتگاه میآید نه خاک کربلا! شش دُنگ عالم را خرید آنروز که هر بیدست وپا؛ بیتوشه و تنخواه میآید بپایش کی رسی؟ گر هر ستون تاول زند پایت که زخمش تا هزار ونهصد و پنجاه؛ میآید تو با پای پیـاده آمدی؛ او بهر اسـتـقـبال سوار نیزهای با سر ز قـربـانگـاه میآید نهاده نای خود بر روی نیزه؛ تازه فهمیدم چرا؛ یکدم؛ ز نـای نی نـوای آه میآید گذشـتـه از سـراب آرزو مـاه بـنیهـاشم که آب آئینهگردان در طواف مـاه میآید سپاه قدس قامت بسته در محراب ابرویش به رَجْم اهـرمن؛ تکبیر حزب الله میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها
دوبـاره آمـدهام بهـر یک نگـاه حـسین که میشوم به نگـاه تو روبـراه حسین تو سـیـئـات مـرا میکنی ثـواب، آری رسیدهام به تو با کوهی از گناه حسین مـنـم غــلامِ غــلامِ سـیــاه تـو اربــاب دعام کن که منم عـبد روسـیـاه حـسین به یمن توست خـدا رحـمـتی اگر دارد کسی که از تو جدا شد، شود تباه حسین ببـین شکـسـتهدلـم اربـعـین شد اما من به کـربـلا نـرسـیـدم دوباره، آه حسین نشد پـیـاده بـیـایـم بـه سـمـت کـربـبـلا نشد که گریه کـنم در میان راه حـسین اگر چه از حـرم با صفـات جـا مـاندم به بزم روضهات آوردهام پـناه حـسین رسید خـواهر غـمدیـدهای به کـربـبـلا دوباره روضۀ گودال قـتـلگـاه، حسین ز خـاطـرم نـرود لحـظـههای آخـر تو تو ماندی و تنِ بیجان و یک سپاه حسین ز خاطرم نرود آن تنی که شد عریان وَ نیزهای که بر آن رفت رأس شاه، حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با برادر در برگشت به کربلا
اختر من! هلال من! ماه من همسفر و همدم و همراه من پیش روی محمل من صف زدند رقصکنان، خندهزنان کف زدند محمل ما در ملاء عـام بود هـمدم ما سنگ لب بـام بود دیده به خورشید رخت دوختم آب شدم، ساخـتم و سوخـتم رأس تو میداد به زینب سلام چشم تو میگشت به من هم کلام چشم تو از چار طرف سوی من نـغـمۀ قـرآن تو نیـروی من حال، پی عرض سلام آمدم فـاتح و پـیـروز ز شام آمدم ای به جـمالـت نگه فـاطـمه ای سر نی همسخن ما همه باز هم از وحی محـمّد بگو از گلوی پاره خوش آمد بگو آمـدهام شـانه به مـویت زنم بوسه به رگهای گلویت زنم دست، برون از جگر خاک کن اشک غم از دیدۀ من پاک کن ای به لبت زمـزمـۀ آب آب آب بـده آب بـده بـر ربــاب جان اخا غنچۀ پرپر کجاست آب که آزاد شد اصغر کجاست آمدم از شام سوی این حرم تا به مـزار تو طواف آورم مروه مزار تو، صفا علقمه سعی کـنم پشت سر فـاطمه آمـدهام ای همهجا هـمـرهـم تا سفر خویش گزارش دهم نام تو زنده ز قیام من است فتح تو در خطبۀ شام من است وحی خدا داشت بیانم حسین تـیغ عـلی بود زبـانم حسین سوخـتم و سوخـتم و ساختم لـرزه به کاخ ستـم انـداخـتم طـفـل تو گردید پـیـامآورت شـام شـد آرامگـه دخـتـرت گرچه به پای سرت آرام شد سفـیـر دائـم تو در شـام شد زنده شد از دفن شب دخترت خـاطـرۀ دفـن شب مـادرت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سکینه سلاماللهعلیها در برگشت به کربلا
ای ابتـدای غربت بیانـتهـا فرات ای شاهـد همیـشگی ماجـرا فرات با دستِ بسته رفتم از این کربلا فرات با داغ مانده بر دلـم از یار رفتهام واللهِ پـیـر کـرده مرا در جـوانیام خرده مگیر نیـلیام و ارغـوانیام دانی چرا چنین شده قـد کمانیام؟ تا شام رفـتهام، سر بـازار رفـتهام آه ای فرات، خستهام از ماجرای شمر یادم نرفته طعنه و آن حرفهای شمر مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر با چشم تار و پای پُر از خار رفتهام بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی بازار شام و حرمله و دختر علی! آهستهتر که بلکه عمو نشنود ولی با عمهام به مجـلس اغـیار رفتهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با برادر در برگشت به کربلا
همه گوش باش و بشنو، غم مستدام ما را شب شام تیره کرده، همه صبح و شام ما را همه گوش باش و بشنو، همه چشم باش و بنگر هـمه جا صـدای ما را، اثـرِ قـیـام ما را به سلاح گریه ما هم، شب شام را شکستیم چه غمیست پس شکستند، اگر احترام ما را همه سرشکسته بهتر، سَرِ ما شکسته بهتر که به روی نیزه بردند سرِ آن امام ما را به سَرِ تو خیره بودم، که یزید را شکستم و شکستهام بتی را که شکست جام ما را چه بتی که سرنگون شد، عَلَمی که واژگون شد همه دیـدهانـد چـون شد، اثـر کلام ما را سَرِ روی نی پریشان! تنِ روی خاک عریان! به شکوفهها به باران، برسان سلام ما را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
لـطـف خـداى تا نشـود یـاور کسی دیـدار کـربـلا نـشـود بـاور کـسـی پاى پیاده کس نرود سوی قـتـلگـاه عشق حـسین تا نشود رهـبر کسی امروز خـاطـرات اسـیران کـربـلا کى میرود ز خاطر غمپرور کسی امروز یاد میکند از اهلبیتِ نـور در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی در این سفر به تشنهلبان آب میدهند خنجـر فرو نیامده بر حـنجر کسی اینجا کـبوتران همه را ناز میکنند سنگ ستم نخورده به بال و پَر کسی در پیش چشم همسفران شکستهدل بر نیـزه نیست ماه بلـند اختر کسی در طول این مسیر مقدس، نمیزنند با تازیانه بر سر و بر پیکـر کسی گل هدیه میدهند به هر زائری ولی سـیـلی نـمیزنـند به نیـلوفـر کسی با پای غرق آبله و چـشم اشکبار دنبـال کـاروان نـدود دخـتـر کسی در کاروان خانـهبـهدوشانِ اربعین کـنـج خـرابـهای نـشود بستر کسی وقت عبور قافله، از روى پشت بام خاکستری نریخـته روى سر کسی امروز میروند ولی وقت بازگشت صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی یادش بهخـیر قـافـلهٔ کـربلا که بود هشتاد وچار گل همه نیلوفر و کبود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها
چهل غروب جهان خون گریست در غم رویت چهل غروب، عطش سوخت، شرمسار گلویت چهل غروب مرا مویه بود و موی پریشان پناه میبرم از شام هجـر بر شب مـویت چهل غروب نفس حبس شد، طلوع نیامد چهل غروب دویدهست جان خسته به سویت چهل غروب جهان خطبهخوان مرثیهات شد چهل هزار غروب و طلوع، مرثیهگویت کجاست خانهات ای بیکفن شقایق صحرا که ریگ ریگ بیابان معـطرند به بویت به اربعین تو با جان خـسته آمده این دل بگو که بشنود از شرح رازهای مگویت به اربعین تو مهـمان شدند خـیل ملائک قدم نهاده در این ره هزار عارف و سالک بهجز نگاه تو شیـرین نمیکند غـم ما را قبول کن کمی از ذکر و نوحه و دم ما را نشان ز خون تو دارد نشان ز سبزی گامت کشیده راه سپیدت سه رنگ پرچم ما را خدا نگـیرد از این قوم، عشق آل عـبا را که سیل غم نشکستهست عزم محکم ما را کــنــار مــوکـب دلــدادگــان راه زلالـت علم به دست ببـیـن غـیرت مجـسم ما را رسـیـدهایـم به پـابـوسـتـان به پـای پـیاده قـبـول کـن غم ما را قـبول کن کم ما را هزار بـادیه سهل است در پی تو دویدن خوشا نگاه زلالت، خوشا به چشمه رسیدن نفـسنـفـس، همۀ راه را به گـریه دویـدم به جز نگـاه زلالت به چـشمهای نرسیدم چه زخمها که به جامانده بر جهانِ پس از تو پس از غروب غریبانهات چهها که ندیدم چهل غروب پس از تو هزار درد نهان را میان بغض فـروخـفـتهام به دوش کشیدم هزار سـاله مـنم، داغ قـلب لاله مـنم من زمانه رشـتـۀ دل را بـرید و من نبـریـدم عـطش نـمیرود از خاطـر مکـدر دریـا صدای العـطش از طفـل آب کم نشـنـیدم تمام عمر در این داغ جانگـداز شکـستم خـیال نـقـش تو در کارگـاه دیـده کـشیدم زلال خـندۀ خـورشـید و وسع آیـنهداران منم که ران ملخ میبرم به مُلک سلیمان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در اربعین حسینی
روضهها را دوست دارم، روضههای سادهات را روضهخوانهای گلو آزردۀ آزادهات را کودکان خـیـمههای نـذری کـنج خـیابان پیـرهای مـوسـپـیـدِ از نفـس افتادهات را دوست دارم خادمان مخلصت را شاه عطشان عاشقانی چون حبیب و عابس دلدادهات را اشک، تسبیح است و تکیه، مسجد ما روسیاهان پهن کن بر چشم ما بار دگر سجادهات را ای حسین! ای مهربان! آقای بیهمتای عالم! وقف ما بیچارهگان کن لطف آقازادهات را اربعین تا اربعین ما تشنۀ شور تو هستیم ظرف ما خالیست ساقی! صرف ما کن بادهات را قسمت ما کن نجف تا کـربـلا پای پیـاده اربعـینهای شلوغ و ازدحام جادهات را کولهام را بستهام، عزم سفر دارم دوباره زائر نـور حـرم کـن نـوکـر آمادهات را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها
دوباره هر که عزیز است دستچین شده است مسافر سفـر عـشق، اربعـین شده است دوباره هر که دلش سوخت انتخاب شده مــلازم قــدم حـضــرت ربـــاب شــده فـرشـتـگـان خـدا هر که را جدا کردند بــرات داده و راهـی کــربــلا کــردنـد هر آنکه در حرمش سر بر آستان دارد به روی پا ز ملک بوسهای نشان دارد خوشا کسی که گرفته برات با دل شاد ز دست مـعـجـزهآسـای پـنـجـره فـولاد هر آنکسی که برات از امام هشتم داشت نه یک پـیـالـه، جواز تمامی خم داشت خوشا کسی که رضا کرده صاحب نظرش دعای حضرت معصومه توشۀ سفرش مسیر عشق پُر از پیچ وتاب و باریک است سواره نه، که به پای پیاده نزدیک است در این سفر که سلوکی به مقصد نور است بحکم "فاخلع نعلیک" وادی طور است تـواضـع و ادب ایـنـجـا به کـار میآیـد پـیــاده زودتــر از هـر ســوار مـیآیـد پیـادگـان حـریـمی که مـحـتـرم شدهاید! شما که همـسـفـر بـانـوی حرم شدهاید! "معاشران ز حـریف شبـانه یاد آرید"! ز مـانـدگـان سـفـر در مـیـانـه یاد آرید به جای ما دلتان چون شکست گریه کنید به پای کودکی تاول نشست، گریه کنید بلـند مـرتـبه شـاهی ز صدر زین افـتاد دوبـاره نـوبت روضه به اربعـین افتاد ســلام مـا بـه زنـی کـه ز دور مـیآیـد شـکـسـتـه اسـت ولـیکن غـیـور میآیـد دوباره پـرچـم سـرخ قـیـام در دسـتـش مـیآیـد و سـنـد فــتـح شـام در دسـتـش سلام کشتۀ لب تشنه! خواهر آمده است نه زینب است که زخمی مکرر آمده است اگر چه سـخـت ولـی با شـکـوه آمـدهام شـبـیه صـاعـقـه رفـتـم چو کـوه آمدهام تـمـام راه بـه عـشـق ســر تــو آمــدهام فـقـط بـبـخـش که بی دخـتـر تو آمـدهام رقـیـه مـانـد که در شـام انـقـلاب کـنـد که خواب شب زدگان را پُر اضطراب کند اگـر چـه بـا جـگـر پـاره پـاره آمــدهام هـزار سـال پـس از تـو دوبـاره آمدهام به پاست تا به ابد خـطـبهخـوانی زینب لـهـیـب شـعـلـۀ جـنـگ جـهـانـی زینب بـبـیـن چـقـدر بـرای تو لـشـکـر آوردم چـقـدر عـاشـق عـبـاس و اکـبـر آوردم پیـادگـان حـریـمت ز خـاک هر وطنند مـدافـعـان قـسـم خـوردۀ حـریــم مـنـنـد چـقـدر دور ضریح تو جابر آمده است به پـیـشواز بـیا، خـیل زائـر آمده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در اربعین حسینی
چهل شب است که پای غم تو سوختهایم به اشک خویش و نگاه تو چشم دوختهایم چهل شب است نفسهایمان همه آه است پُر از سکوت، پُر از گریههای ناگاه است چهل شب است که مات غروب صحرائیم چهل شب است که محو طلوع سرهائیم چهل شب است ز دیـدار آب میسـوزیم به یـاد هـقهـق طـفـل ربـاب میسـوزیم چهل شب است خـدایا و نیست باورمان سری به نـیـزه بـلـنـد است در برابرمان سرت سـتـاره دنـبـالـهدار صحـراهاست همیشه در شب تاریخ شعـلهات برپاست زمـین مـزار شـهـیـدان تـوست سرتاسر زمـانـه شـام غـریـبـان تـوست تا محشر مـرا دلیست که چـلـهنـشین ماتم توست پـیــادهای بـه ره اربـعـیـن مـاتـم تـوست امیـد هـست مـرانی ز خـویـش ما را هم رِعـایـتـی کـنـی إبـنالـسـبـیـلهـا را هـم قـبـول کـن تو دلم را که زائر آمده است بـبـین کـنـار قـدمهـای جـابـر آمـده است تو گویی از قـفـس سینه خارج است دلم میان گـرد و غـبـار طـویـرج اسـت دلـم نهاده سر به بیابان شور و عشق و جنون دویده است به شوق فرج ستون به ستون ولایت است و شهادت شروع و مقصد ما مسیـر زنـدگی ما: نـجـف به کـربوبـلا ز جایجای جهان گِرد دوست جمع شدیم به لطف زلف پریشان اوست جمع شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
اى جـان مـا فـداى تو لـبـيك يا حسين هستى است رونماى تو لبيك ياحسين اى نَفْـس مُـطمَـئنّه كه تنها فقط خداى گرديـده خـونْبـهـاى تو لبيك ياحسين هَلْ مِنْ مُعين تو گفتى و گوئيم يك صدا در پـاسـخ نـداى تو لـبـيـك يـاحـسـين تـوحيد را به قـتـلگهـت كردهاى بيان حق راضى از رضاى تو لبيك ياحسين زينب كـنـار پـيـكـر تو گـفـت: تا ابـد بـرپـا بُـوَد لَـواى تو لـبـيك ياحـسـيـن شكـرخـدا كه فـاطـمه ما را دعا نمود گـشـتـيم مـبـتـلاى تو لـبـيك ياحـسـين جا ماندهايم و دل به همين خوش كنيم كه اينجاست كـربـلاى تو لـبـيك ياحسين پيـغـمـبـرانـه مُعـتـكـفـم در حَـراى تو هر روضه شعبهایست ز صحن و سراى تو با سـيـنهاى پُر از غـم و با ديدۀ ترى قامت خميده مىرسد از راه خواهرى باور نـمىكـند كه چههـا آمده سرش! يك اربعـين گـذشـته ز هجـر برادرى دارد مـرور مىكـنـد آن خاطرات را بر روى خاك بود چه گلهاى پرپرى يك ساعتى گذشت كه از روى تَل بِديد بر جاى بوسهاش بزند بوسه خنجرى لرزيد كـربلا و هوا تيره گشت و ديد رفـتـه به روى نـيـزۀ بـيـدادگر سرى اما هـنـوز كـيـنۀ دشـمـن نـشـد تـمـام ده اسب تاخـتـند روى جـسم اطهـرى بعد از حسين بود كه غارت شروع شد بعد از حسين رنج اسارت شروع شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
نـشد پیـاده بیائیم و بیقـرار تو بـاشیم نشد که این شب جمعه حرم کنار تو باشیم نـشد که دل بـزدائـیـم از تـعـلـق دنـیـا نشد که در سفر اربعین دچار تو باشیم نشد پـیـاده بیـائـیم و از رقـیه بخوانیم به پـای آبـله هـمدرد یـادگار تو باشیم شـبـیـه رود بـیـایـم سوی پـهـنـۀ دریـا یکی ز خیل محبین بیشمار تو باشیم عمود تا به عمود از غم تو روضه بخوانیم تمام راه عزادار و اشکـبـار تو باشیم نشد که روضه بگیریم کنج صحن ابالفضل نشد که پیش عـلمدار داغدار تو باشیم قـبول، اینکـه دل مـا نـبـود لایقـت اما قبول کن که در این شهر سوگوار تو باشیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به نینوای حسین از "شفق" سلام برید سلام خـسـتـهدلـی را به آن امـام بـرید "ز تـربت شـهـدا بـوی سـیـب میآیـد" مرا به دیـدن آن روضـةالـسـلام بـرید شکـسـته بـسته دعای من از اثـر افتاد خبر به حضرت مولا از این غلام برید معاشران! دل من، جای مانده در حرمش مرا دوبـاره به آن مسجـدالحـرام بـرید در آن حریم که هفتاد رنگ، گل دارد به خون نشسته نگاهی بنـفـشهفام برید در آن حریم مقدس، دوباره شیعه شوید به شهر نور رسیدید، فـیض عام برید اگر که علقمه در موجخیز اشک شماست برای ساقی لبتـشنه یک دو جام برید به دستهای عـلـمـدار کـربـلا سوگـند مرا دوباره به پابـوس آن "مـقام" برید به یک اشـارۀ او کـارها درسـت شود در آن "مقام" از این دلشکسته نام برید زبان حال "شفق" شعر"شمس تبریز" است "به روحهای مقـدس ز من پـیام برید"
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
بايد هميشه قلب و دل بیقرار داشت تا راه در حـريـمِ نـگـاه نـگـار داشت جـانـم فـداى اسم تو كه با شـنـيـدنـش چشمم هميشه گريۀ بى اختيار داشت آرى هـمـان گـدام كه دسـتان خـالىام وقت كرم فقط ز خودت انتظار داشت با “الحسين يجـمعنا” كه شعار ماست شيعه هميشه در همهجا اقتدار داشت پايش روى صراط نلغزد هر آنكه در راه زيـارتـت قـدمـى اسـتـوار داشت از كـربلا دوباره فراقـش به ما رسيد پس حق بده اگر دل من حال زار داشت جا مـانـدهام درست شـبيه سه سالهاى كز تـازيـانهها به تنـش يادگار داشت در مـوكـب دلـم شـدهام مـيـزبـانِ غـم شد اربعين و هست به دل حسرت حرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
از جـانـب تـمـام زیـارت نـرفــتـههـا فـطرس، بـبـر سلام زیارت نرفتهها یک چشمه اشک و یک دل پُر آه هدیهایست تـقـدیـم بـر امـام زیــارت نـرفـتـههـا باید که بر سـه سـالـۀ او اقـتـدا کـنند در هـجـر او تـمـام زیـارت نرفـتهها در حـسرت زیارت آقا حـلاوتیست این شهـد شد به کام زیـارت نرفتهها زائر به روز وصل خوش و در حرم گذشت هر لحظه صبح و شام زیارت نرفتهها در یـاد زائـران حـرم مـوج مـیزنـد دلـتـنـگـی مـدام زیــارت نـرفـتــههـا اشـک است در نگـاه تـمامی زائران بغض است در کلام زیارت نرفتهها بعد از سلام و روضه، بخوان روضهای دگر تـنـهـا بـه احـتـرام زیـارت نـرفـتهها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به جست و جوی صدایی به جاده آمدهایم دلـیـم و در پـی غـم، بیاراده آمـدهایم جنون صدا زده ما را که مثل نامۀ فاش به سوی مقتل خون، سرگشاده آمدهایم اسـیر کـوه و بیـابـان شد اهل خانۀ تو به کـربـلای تـو بـا خـانـواده آمـدهایـم سـوار کـشتی صلحیم در مسیر نجات اگـرچه بـاز به ظـاهـر پـیـاده آمـدهایم سـبکتـر از نفـس ساکـنان عالم قدس بـه شـانـه بـار امـانت نـهـاده آمـدهایـم و رودخانه ادب کرد و سیـنهخـیز آمد جـسـارت است که ما ایـسـتاده آمدهایم در آتـش غـم تـو تـیـغ آبدیـده شـدیـم که خـاک را همه بر بـاد داده آمـدهایم تو صاف و ساده خدا را به ما نشان دادی که ما به دیدن تو، صاف و ساده آمدهایم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
درگـیـرم این ایـام با سـودای رفـتن شـوق دویـدنهـا و امّـاهـای رفــتـن از صبح تا شب در خیالات رسیدن شب تا سحر مدهوش از رؤیای رفتن "ماندن"؟ نه اصلاً اسم "ماندن" را نیاور ماندن چرا؟، وقتی پُرم از پای رفتن تنها دلیل "بودن" یک رود این است :فانیشدن در موج، در دریای رفتن دل دل نبـاید کـرد، باید زد به جـاده همراه باید گـشت با غـوغـای رفتن آغوش گرمش کار خود را کرد آخر آتش گـرفـته جـانم از گـرمای رفتن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
گـفـتا بنـویس تا سحر، نامۀ عشق با دیـدۀ پُـر ابر، سـفـرنامۀ عـشق ای چشم! ببار، فصل اشکافشانیست ای اشک! فقط تویی گذرنامۀ عشق ************ عمریست که دلتنگ توأم میآیم مـولا! به غـریـبـیات قـسم میآیم از صحـن نجـف دوباره انشاءالله بـا پـای پــیــاده تـا حــرم مـیآیـم ************ با شوق تو زمزم دعایم جاریست شور غم توست در صدایم جاریست انـگـار بـه شـوق هـرولـه مـیآیـد اشکی که به روی گونههایم جاریست ************ دلخونم از این فاصله، خواهم آمد مـن هــمقــدم قـافـلـه خـواهـم آمـد با یاد سهسالهای که جا ماند از راه بـا پـای پُـر از آبـلـه خـواهـم آمـد ************ صد شکر که دادی به حریمت راهم مـن بـنـدۀ روسـیـاه ایـن درگـاهـم با تـوشـۀ اشـک آمـدم تا صحـنت لـبـخـنـد رضایت تو را میخواهم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
صـدای کـرب و بـلای حـسـیـن مـیآیـد به هـوش بـاش، صـدای حـسین میآیـد یکی به پای ترک خورده و پُر از تاول به شـوق بـوسـه به پـای حـسین میآیـد یکی به منصب سقّایی است و مشک به دوش به سـوی واعــطـشـای حـسـیـن میآیـد یکی به گردنش انداخـته غـل و زنجـیر بــه نــیـّـت اُســـرای حــسـیــن مـیآیــد یکی به هـرولـه با دستـۀ طُـوَیـرجـیـان مگر به سـعی و صـفـای حـسین میآید تــوان آمــدن کــربــلا نــداشـت یــکـی به دسـت کـارگـشـای حـسـیـن، مـیآیـد یکـی خـیـال نـمیکـرد قـسـمتـش بـاشـد مـیآیــد و بـه دعــای حـسـیـن مـیآیــد مسیحی، اهل تسنّن، سیاه و سرخ و سفید هـرآنکه هـسـت، برای حـسـیـن میآید خوشا زیـارت آنکس که بعد برگـشـتن بـه پـرسـشِ فــقــرای حــسـیـن مـیآیـد شهـید کـوچۀ ما بـین کـاروان با ماست بـه دیــدن شـهــدای حــســیــن مـیآیــد دم ورودی کربوبـلا چه غـوغاییست نـوای نــوحـهســرای حـسـیــن مـیآیــد عمود آخر جادهست و روضهخوان میگفت جــواب أدرک أخــای حــسـیـن مـیآیـد حسین داغ دلـش تازه است و عـبّاسـش به پـیـشـواز، بـه جـای حـسـیـن مـیآیـد به گوش باش، عزیز حسین در راه است به هـوش باش، صـدای حـسـیـن میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
اربعـین هـنگـامۀ دنـبالـهدار زینب است اربعین آری شکـوه کارزار زینب است اربعین یعنی حسینی بودن و زینب شدن اربـعـین در امـتـداد اقـتـدار زینب است آسمان آتش، هوا داغ و زمین سوزان ولی رفتن ما در مسیر عشق کار زینب است اربعین یعنی سپاهی بینهایت تا ظهـور تا جهان فهمد که شیعه یادگار زینب است اربعین یعنی به هر رنگ و لباس و هر زبان اشتراک قـلبهـامان وام دار زینب است اربعین یعنی امام عصر میخواند تو را اربعـین یعنی؛ امام ما دچار زینب است این ستونها بیرق در اهتزاز عاشقی است این قـدمها نـذر نـام استـوار زینب است این همه موکب به یاد خستگی قافلهاست میهمان هم میزبان هم، شرمسار زینب است گفت با ما جـادههای مـنـتهی بر کـربـلا هر کجا قلبیست عاشق در مدار زینب است هر کجا پا میگذاری روضهای سربسته است خاطرات رنـجهای بیشمار زینب است کربلا سرخ است اگر، از گریههای فاطمه است کربلا گرم است اگر، چون شعلهزار زینب است کربلا وقتی که زینب رفت، دق کرد و گریست یک جهان در کربلا در انتظار زینب است جـادههـای داغ میگـویـند خـاک کـربـلا یاد شام و یاد کـوفه داغـدار زینب است ذره ذره سوخت زینب، در میان قـتلگاه باد آنچه میبرد با خود غبار زینب است شمر پائین رفت از گودال و دنبالش، سنان شاهد دعوای آنها چـشم تار زینب است آنچه پائین میرود سرنیزه و تیغ و عصاست آنچه بالا میرود داد و هوار زینب است داد میزد سنگها از چهرهاش شرمی کنید اینکه دارد میرود دار و ندار زینب است جای طفلان میخورد شلاق و روضهخوان او گـیسوان خـونیِ نیـزهسـوار زینب است "از میان تـربتـش بوی حسین آید برون کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است"
: امتیاز
|
























